|
یک لیوان آب یخ !!
|
واقعن که خیلی نامردی!! فک کن من به خاطرهش اومدم خونشون!! عد دیدم نیست مجبور شدم با مامانش حرف بزنم که گفت سردرد داشت خوابید حالا دل من مثه سیرو سرکه میجوشیداا!!بعدش بدون اینکه با من سلام علیکی بکنه لباس پوشید با دوستش رفت بیرون!! بابا تو دیگه آخرشی!! نامرد لجن!!عزیزم نه خوبی تو!!
[ بیست و سوم دی 1390 ] [ 23:39 ] [ parinaz ]
[ ]
vaaaaaaaaaaaayyy khoda!!
[ بیست و دوم دی 1390 ] [ 20:11 ] [ parinaz ]
[ ]
عزتالله انتظامی به مسئولان: چرا خانه ما را ویران میکنید پروردگارا، کمک کن ما یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم رحم کنیم... اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی شود، چرا خانه ما را ویران میکنید... آخر چرا خانه سینما...؟\n مهر: عزتالله انتظامی پیشکسوت عرصه بازیگری در تئاتر سینما و تلویزیون با انتشار نامهای سرگشاده پیرامون اختلافات اخیر در خانواده سینمای ایران نوشت: بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشهای از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد... شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید... در بخشی از نامه سرگشاده آقای بازیگر خطاب به مسئولان سینمایی آمده است: "بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند." متن کامل این نامه سرگشاده که نسخهای از آن در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته به این شرح است: سلام... پروردگارا، کمک کن ما یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم رحم کنیم... اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی شود، چرا خانه ما را ویران میکنید... آخر چرا خانه سینما...؟ خانه سینما متعلق به تک تکِ اعضایِ هنرمند و زحمتکشِ خانه سینماست... آیا نمیشود با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنارِ هم، همه با هم مشکلات را حل کنیم...؟ این خانه از آن ماست... جامعه اصناف سینمای ایران و هزاران نفر که عاشقانه در سینما فعالیت میکنند... ما حرمت مهمان را داریم، به امید آنکه حرمت ما حفظ شود... ما ایرانی هستیم... ایرانی... الله اکبر... همه مشاغل در کشور ما دارای اتحادیه و سندیکا هستند. وجود صنف، نشان توجه و پیشرفت تحول در جامعه مدنیست... آیا انحلالِ این خانه عظیم، نشان تحول است...؟ من بهعنوان یکی از خادمان سینمای نجیب ایران، بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند. بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشهای از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد... شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید... چه زود... دیر میشود. [ بیست و دوم دی 1390 ] [ 19:33 ] [ parinaz ]
[ ]
امروز خیلی 5شنبه ی دلگیری بود نه؟؟
[ بیست و دوم دی 1390 ] [ 18:57 ] [ parinaz ]
[ ]
راستش جدیدا بدجوری به سرم زده که این تهران لعنتی رو ول کنم برم روستا با روستایی ها زندگی کنم!! مردم از بس دود و گوگرد خوردم!!
[ بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:34 ] [ parinaz ]
[ ]
از سیاست متنفرم و از هرکی که توشه!! راستش خیلی کثیفه همشونم عین هم اند!!! کثافت ازش میباره!!
[ بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:32 ] [ parinaz ]
[ ]
راستش چند وقته دوستم بهم گفته که می تونی شعر بگی و منم شروع کردم به گفتن چند طرح!! نظرتونو بهم بگید خیلی صریح!!! من با تمام سکوت ممکن با سلامی به تو گفتم تمام انچه که در دل پنهان کرده بودم!! تو همه نگاه شدی من هنوز در اندیشه ی پاسخ تو!!! من روی همه ی سکوت دنیا خط میکشم!! شاید ترسناک باشد اما من بیشتر از تمام بودنی ها تو را دوست دارم. [ بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:9 ] [ parinaz ]
[ ]
قراره با مدرسه بریم یزد!!! shit اصلن دوست ندارم با این بچه های مزخرف جایی برم!! دوستم هم گیر داده که باید بیای............!!! چه جوری بپپیچونم!!! :D:D:D:D:D:D:D
[ بیست و نهم آذر 1390 ] [ 17:35 ] [ parinaz ]
[ ]
تا حالا کسی رو اینجوری نزدیک به خودم حس نکرده بودم!! میدونستی خیلی خیلی شبیه منی!!!!
[ بیست و نهم آذر 1390 ] [ 17:27 ] [ parinaz ]
[ ]
حل شدم مثه یه حبه قند در یه لیوان چایی یا مته یه تیکه یخ تو لیوان آب جوش!! منی که جز خودم کسی رو قبول نداشتم خیلی برام سخته که در مقابل یه شخصیت احساس خاری کنم احساس کنم که در مقابلش هیچم!!!
[ بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 18:53 ] [ parinaz ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |